تبليغاتX
هوای تازه بدون رنگ کهنگی

چارلی چاپلین

دنیا به قدری بزرگ است که برای همه جا هست بجای آنکه جای دیگران را بگیرید سعی کنید جای خود را بیابید.

.................................

جای تو کجاست ؟

سرگردونی بسه ... جای خودتو پیدا کن ! حتی اگه فرسنگها با جایی که الان هستی فاصله داشته باشه .. اما دلت رو بزن به دریا و سوار کشتی نجات بشو و برو به جایگاه اصلی خودت .

هیچ انسانی بیهوده به دنیا نیومده .... باید هدف خالق کائنات رو از آفرینش خودت کشف کنی ...

 باید خودتو کشف کنی  و به سمتی بری که بهترین ِ توست !

هرگونه استفاده از مطالب وبلاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 88/04/10 |

با عابران زخم پا و بهت چشم

با کوله باری که ، فکر بلند کردنش شانه هایمان را خم می کند

با احساسی که نمی دانیم چه وقت می گرید و چه وقت می خندد

پیمودن چقدر دشوار تر می نماید!

اما می رویم

حتی با عابران زخم پا و بهت چشم

حتی با کوله باری که فکر بلند کردنش شانه هایمان را خم می کند

و حتی با احساسی که نمی دانیم چه وقت می گرید و چه وقت می خندد

...

ما می رویم

و درختان را آبیاری می کنیم

تا ...سبزها بشکفد

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 88/03/23 |
 هوای ابری

 روزای دلگیر

 اشکای بی وقفه

رگبار حادثه....

پایدار نیست ...

همه چیز در گردشه ...

چون زمین در گردشه

پس ما که روی زمین هستیم هم ... در گردشیم !!!

بعضی وقتا نوبت زمستون میشه و بعضی وقتا نوبت بهار ما

این یه چیزه کاملا عادیه ...

 پس دیگه به خاطر غصه هات غصه نخور

دیگه واسه ناراحتیات ناراحت نشو

وقتی زمین میگرده .. بدون  روزگار تو هم که روی اون ایستادی می گرده ....

هوای ابری

روزای دلگیر

رگبار حادثه

اشکای بی وقفه

پایدار نیست

این یه چیزه کاملا عادیه !!!

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 88/03/10 |
آسون باش .. سخت نباش

خودت که آسون شدی ... میتونی آسون بگیری !

خودت که از سر سختی افتادی میتونی سر سختیا رو بندازی زمین !!!

سر سختی در مقابل قبول بعضی چیزایی که هست و خوشایند تو نیست اونا

رو سر سخت تر میکنه .. پس آسون بگیر .. اول هم خودت با خودت آسون باش .

 ساده بگیر ...ساده باش ..

سادگی رو میشه حتی تو دل پیچیدگیها هم داشت !!!

اینجا روی زمین همه آسونن .. همه ساده هستن ... ولی ما آدما چیزای ساده

رو هم می پیچونیم ... بعضی وقتا هزار تا پیچش میدیم که دیگه خودمون هم از

باز کردنش عاجز میشیم ...

پیچش دست خودته..

از همین حالا زیاد نپیچون که بعد هیچ جوری نشه بازش کرد !!!


هرگونه استفاده از مطالب وبلاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 88/02/08 |
...زندگی بالا داره ... پایین داره ...

گاهی روی دنده ی راست می یفته ..گاهی رو چپ ..

 گاهی گل میزنی .. گاهی گل می خوری ...

گاهی خوبی .. گاهی بدی

گاهی خوبم ..گاهی بدم

... آخه نه تو درختی نه من ...

نمیشه مثل درختا چندین سال یه جا بایستی و فقط ابراز حیات کنی !

میگن حتی درختا هم حس دارن .. دیگه چه برسه به ما که آدمیم ...!!!

واسه آدمایی که درخت وار نمیتونن زندگی کنن ... گاهی زندگی رو به سر بالایی

می ره گاهی رو به سر پایینی !

گاهی شیرینه ..گاهی تلخ .. گاهی گزنده ..گاه نوازنده ...

این همه تغییر و تحول توی زندگی ..مگه میشه که روی حس من و تو اثر نذاره ؟

اگه بگی نه .. میفهمم درختی .. یا خودتو به درخت بودن زدی !

نمیشه که همیشه ی خدا خوشحال و خندان و شاد و سرزنده و با حال و

با نشاط   باشی !!!

 تو که درخت نیستی !! حس داری ... ممکنه گاهی هم افسرده بشی ... گاهی

دلتنگ و بی قرار بشی .. گاهی حتی  از مرز نا امیدی هم رد بشی و... بزنی به

سیم آخر !!!

اما فرق تو و من و درخت ... فقط اینجا توی حس و حالمون نیست ... بلکه توی

قدرت اراده و تغییر دادن شرایط بد به خوبه !!!

مهم نیست اگه گاهی سر به زیر میشی و فقط سایه ها رو میبینی ..

مهم اینه که می دونی که میتونی دوباره سرت رو بالا بگیری و خورشید رو تماشا

کنی ! تماشای خورشید این موقع ها خیلی لذت بخشه ...

انگار که خودت خورشید رو آفریدی !!!

اگه لشکر غم به سرغت اومد یاد من باش .. یاد درخت ... یاد آدم بودن !!! زیاد سخت نگیر !!! همینه .. عین قانونه ... جز این هم نیست ... گاهی خوبه گاهی بد !  آخه نه من درختم نه تو !!!

هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه ی نویسنده ی وب لاگ امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 88/01/20 |
 

مهربانی دیدن ‌ فقط با مهربانی کردن به دست می آید .

عشق چشیدن فقط با عشق چشاندن میٌسر است .

محبت دیدن تنها با محبت کردن حاصل میشود .

خوبی را خوبی... و بدی را بدی پاسخ میدهد ... هیچ گریزی نیست ...

 در طبیعت نیز هر بذری بکاری همان میوه را درو خواهی کرد ...

مهربان باش و مهربانی را بیفشان تا مهربانی های دو صد چندان را ببینی .

عاشق باش ... عشق ورزیدن را پاس بدار تا عشق را به تمامی لمس کنی .

از خودت شروع کن ...

با خودت آشتی کن  ...

خودت را دوست بدار ...

 به خودت ارزش بده ... 

تا دیگران نیز تو را دوست بدارند و ارزش نهند ...

همیشه با یاد داشته باش :

هر بذری بکاری همان را درو خواهی کرد !

 

هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است . 

 

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/12/12 |
...
یک سوال !
 شما که در این لحظه دارید این مطلب را میخوانید کدام یک از دو کار زیر را میتوانید انجام دهید ؟
1- رفتن به گذشته
2- رفتن به آینده
...
مسلما به گذشته رفتن امکان پذیر نیست اما میشود به آینده رفت چراکه ما در مسیر زندگی مرتبا داریم به آینده میرویم .

آینده یعنی یک ساعت بعد آینده یعنی فردا یعنی یک سال دیگر ... آینده یعنی تبدیل غنچه به گل !

حالا یک سوال دیگر :
 آیا نسل قدیم میتواند از نسل جدید بخواهد که مانند او فکر کند و عمل نماید ؟
 آیا این نسل قدیم  است که باید به نسل جدید بپیوندد یا نسل جدید  است که باید به نسل قدیم بپیوندد ؟

پاسخ با توجه به مطلبی که در بالا آمد کاملا واضح است ... پیوستن نسل قدیم به نسل جدید یعنی رفتن به آینده ..که کاملا ممکن و عملی است .  اما اگر نسل جدید بخواهد مانند نسل قدیم فکر کند و زندگی کند .. یعنی رفتن به گذشته ! این کار عملا غیر ممکن است !
...
حتی بر فرض محال اگر رفتن به گذشته امکان پذیر باشد ... کاری عبث و احمقانه است .... دقیقا مثل اینکه یک نوزاد وقتی بدنیا می آید بخواهد بمیرد ! 
...
باید در جاده ی زندگی رو به جلو ...رو به آینده حرکت کرد ... نه رو به عقب و رو به گذشته !
 این یعنی همیشه دنده عقب رفتن ...
لطفا تا آخر عمرتان دنده عقب نروید تا دچار  مرگ تدریجی نشوید !

هرگونه استفاده از مطالب وب  لاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/11/27 |
 

بیا تا بلند فکر کنیم ...

بیا تا با صدای بلند فکر کنیم ... بلند بلند ....

وقتی بلند فکر کنیم ... :

۱- به کسی نمیتوانیم دروغ بگوییم / به خودمان هم / حتی به آیینه ها ...

۲- همیشه در اوج صداقت هستیم .. با خودمان رو راست هستیم ... و با دیگران نیز...

۳- درون و برونمان یکی است .../ ظاهر و باطنمان یکی است / حرف دل و حرف زبانمان نیز...

۴- به دیگران اجازه میدهیم.. تا در صورتی که افکارمان بد است ... ما را تصحیح کنند .. چون میدانند درودنمان را چه چیزی فرا گرفته ...

...

اگر بلند فکر کنیم... همیشه صاف و یک دستیم.... خودمان هستیم... زیبا هستیم !!!

هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/11/09 |

شتاب کن ... مراقب باش تا ثانیه ها از تو زیاد جلو نزنند .

شتاب کن ... در بر بگیر همه ی آنچه را که باید در بر بگیری .

شتاب کن ... حتی اگر امواج دریا بر خلاف جهت حرکت تو حرکت می کنند !

جزیره ی تو آنجاست آن  روبرو... شتاب کن !   باید به جزیره ات برسی .

درختان جزیره تشنه اند ...  باید آبیاریشان کنی تا... برایت میوه دهند .

فقط روبرو را نگاه کن ... 

فقط به جزیره ات بنگر ...

آنجا مال توست . فقط مال تو !

همه ما یک جزیره داریم که باید به آن برسیم و هرگونه که دوست داریم در آن

زندگی کنیم !

مگذار تا جزیره ات سرگردان شود ! 

شتاب کن ... با  ثانیه ها  رقابت کن و آنها را پشت سر بگذار و سرعت بگیر ...

حتی اگر امواج دریا بر خلاف جهت حرکت تو حرکت می کنند !

شتاب کن !

شتاب کن !


هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .


نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/10/11 |

وقتی کلامی  راجاری کردی ارتعاشی می سازی

و ارتعاش تو موجی می سازد در دل مخاطب !

گاهی  این موج می تواند کسی را به زیر برد و...  گاه به اوج!

اولین کسی  که به همراه این موج به بالا یا به پایین میرود خود تو هستی ! 

مگذار موج کلامت تو را به نزول سوق دهد ...

اگر نمی دانی نگو !

اگر می دانی به بهترین شیوه بگو ... !

 باید همواره زیبا ترین هایت را بر زبان آوری ! حتی به هنگامه ی خشم !

آنچه را که کلام تو جاری میسازد .. همه ی آنچیزی است که تو در آن لحظه هستی!

بگذار تا  فقط خوبیهایت جاری شود ...

از انعکاس تیرگیها بر آینه ی دل مخاطبت واهمه داشته باش ...

چرا که این  تیرگیها گسترش می یابد !

.... پس تو به نوبه ی خودت مگذار که جهان تیره و تار شود !

همیشه زیباترینهایت را جاری کن !


هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ با اجازه نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/09/19 |
اگر هدفی داری ... اگر آرزویی داری ... اول از همه به خودت قول بده که خودتو به

آرزوت می رسونی !

هیچ کس درون تو نیست ... هیچ کس به جای تو نیست ...

این فقط  خود تو هستی که همیشه با خودت هستی !!!

پس از خودت باید حساب ببری ... اگه قولی به خودت دادی باید عملیش کنی !!!

و فراموش نکن که تو یک جزء هستی از کل !!! وقتی چیزی در تو جاری میشه در

واقع در کل هم جاری میشه ...  اما  در عین حال این فقط خود تو هستی که

 میتونی حرکت کنی و دست به عمل بزنی .

 وقتی آروزیی می کنی ... همه ی جهان منتظره تا تو برای رسیدن به آرزوت

دست به کار بشی !!!

پس منتظر چی هستی ؟ منتظر کی هستی ؟

تو یعنی همه !!! این کافی نیست ؟

هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/09/02 |

 در صفحه ی موفقیت آن لاین شماره ۱۵۳  با یه اشتاباه کوچولو گزیده ی از اصل مقاله ی راز جهانی شدن به جای پست جهانی شویم چاپ شد که من حالا اصل مقاله را اینجا می ذارم ...

 

جهانی باش و جهانی فکر کن !

رازِ جهانی شدن، گذشتن از روزمرِّگیهاست .

گذشتن از بیهوده ها و چیزهای بی ارزش است و اندیشیدن به افقهای تازه .

رازِ جهانی شدن دراین است که تو دنیایت را بزرگتر کنی ...

وسعتِ دید چشمهایت را وسیع تر کنی ...

از هویتِ ناچیز و غالب تنگ وجودِ اکنونت،  به هویتی برسی با ظرفیتِ پذیرشِ بالا!

ظرفیتِ تو بیش از این چیزی است که تا کنون بوده ...

فراتر از چشم و هم چشمی و حسادت و کینه توزی !

ظرفیتت را بالا ببر !

از مرزِ تنگ نظری ها عبور کن !

سعی کن خودت را از شرِّ محدودیتهایی که باعث خشم و ناراحتی در تو می شود نجات دهی .

جهانی شدن یعنی که تو، انسانی هستی فراتر از شغل و مقامت .

فراتر از آدرسِ خانه و میزان ِ دارایی هایت .

دنیا به خانه ی تو و همسایه ی دیوار به دیوارت خلاصه نمیشود .

دنیا بزرگتر و فراتر از این است که تا کنون می اندیشیدی .

جهانی شدن را آغاز کن تا از پوچ نگریها رها شوی !

جهانی شدن یعنی که تو تنها نیستی .

یعنی که تو به جهانِ هستی متصلی !

یعنی سلولهای بدن تو با همه ی جهان در ارتباط است !

به ستاره ها نگاه کن و جهانی شدن را تجربه کن !

بزرگ بیندیش !

بگذار تا افکارت رشد کند .

اجازه نده انسانهای حقیر و ناچیز تو را به سوی خشم بکشانند ، نا چیزها را رها کن و بزرگ شو .

جهانی شو !

 آنگاه دیگر از غیبت و بد گویی لذت نمی بری !

هرگز حسادت نمی کنی ، هیچگاه کینه ای به دل نمیگری !

هیچگاه در زندگی خصوصی مردم تجسس نمی کنی !

جهانی شو ! تا برای یک لقمه نان ِ بیشتر، سر کسی کلاه نگذاری !

جهانی شو !  تا بدون هیچ چشم داشتی  به همه ی موجودات زنده کمک کنی !

جهانی شو ! تا از یک بُعدی بودن خارج شوی !

آنگاه در همه ی لحظات زندگیت خدا را لمس می کنی!...

  

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/08/11 |
 

برای رسیدن فقط یک ارده ی محکم و استوار لازم است .

چیزی سرسخت تر از اراده ی انسان وجود ندارد .

اگر از این راه نشد راه دیگری را امتحان کن .  برای پیمودن راه که فقط یک جاده نیست . 

زمین گرد است و به تعداد شعاعهایی که میتوان برای کره ی زمین تصور کرد راه وجود دارد .

پس  برای رسیدن به مقصد بینهایت راه وجود دارد .

فقط باید برخیزی .

کار را باید انجام داد .

با حرف زدن و تصور کردن عملی صورت نمی گیرد . باید تلاش کرد . تلاش ... تلاش و تلاش ...

با ارده به پیش برو .

به دنبال هر چه که باشی بدست می آوری . راز آن در سر سختی ارده ی توست !

هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/07/30 |
با درود به همه ی هم زمینی هایم !

از حالا پس از ۸ روز بر خواهم گشت !

شاد باشید

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/07/21 |
۷ میلیارد انسان روی کره ی زمین زندگی میکنند ...

دنیا بزرگتر از محدوده ی محله و شهر ماست !

جهان وسیع تر از دید چشمهای ماست !

کمی بزرگ شویم . جهانی شویم . جهانی بیندیشیم !

از تنگ نظری و کوته فکری دست بکشیم .

افکارمان را بلند کنیم .

اجازه ندهیم در مرداب روز مرگی بپوسیم .  زنده بودن به حرکت کردن است .

خودمان را با  محله ی زندگی و شغلمان تعریف نکنیم .

به چیزهای بزرگتری فکر کنیم نه به حسادت ورزیدن و کینه توزی  و غیبت کردن !

مهربانی را با همه ی موجودات جهان تقسیم کنیم نه فقط به چند نفر دور و بر خودمان . !!

کمی جهانی شویم !

 

هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/07/04 |

 

مثل باران باش ... از بلندی ها ببار ...روی خشکی و آب ...

وقتی میباری فقط به بارش فکر کن نه به کجا باریدن !

 

مثل کوه باش ...استوار و قوی ... ولی آرام و صبور ...

 سکوت کن...  مثل کوه که ساکت است چون نیازی به گفتن ندارد...

 

مثل دریا باش ...انعکاسی از آبیِ  آسمان را در سطح ِ وجودت به نمایش بگذار...

 واجازه بده امواج زود گذر از این سطح بگنرند تا به ساحل برسند ...

 

مثل سنگ باش ...  به این آسانی ها نشکن !

 

مثل پرنده باش ....فقط پرواز کن ... و با پرواز  از بدبه خوب کوچ کن ! 

 

مثل یک مورچه تو هم هرگز نا امید نشو .. هرگز دست از تلاش بر ندار ...

حتی اگر هزار بار به زمین خوردی برای بار هزارو یکم بلند شو !

 

 هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ باید با اجازه ی نویسنده همراه باشد .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/06/28 |

 

باز هم ادامه ی همون جاده ی سبز با یه عالمه خورشید  

این جاده سفری است بی انتها ، چون عشق بی انتهاست !

.. ما مهمون یکی از آبی ترین سفره ها بودیم ..

آغازی  برای جشنِ گل نشینی ..

....

چقدر خوبه دیدن دلای زنده و چه نیرویی می گیری از این همه جاری بودن !

...

جلسه ی دوم وبلاگ نویسان در  دو هفته نامه ی موفقیت بود ...

روز شنبه 16 شهریور سال 1387

 

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/06/19 |
...

اینجا خندیدن همیشگی و از ته دله ...

اینجا گریه ها زود تموم میشه ...

اینجا  برای کینه و نفرت در فرهنگ لغات و احساساتش تعریفی نیست !  

اینجا فرصتی برای حسادت نیست .

اینجا همه چیز زیباست و زشتی معنا نداره . 

اینجا کسی به کسی دورغ نمیگه ! 

اینجا آسون و بی دغدغه میشه همه ی احساسات رو بیان کرد . 

اینجا دنیای کوچیکتر هاست ... 

جایی که مرزی در میون نیست .. 

همه خوب هستن چون بدی هنوز به دنیا نیومده ...

چون همه چیز از روی غریزه ی انسانیه ...  

هنوز دل ها آلوده نشدن !

هنوز نا مردی پا به عرصه نذاشته ! هنوز همه چیز ساده ی ساده هست ...

اینجا جای قشنگیه ... پر از عشق و دوست داشتن پر از انسایتی والا!!! ...

هر چند مال کوچیکتر هاست ولی باید الگوی بزرگتر ها باشه !!!

 

هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذبر است .

 

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/06/18 |

 

-    به استقلال فردی دیگران احترام بگذاریم و این اجازه را به آنها بدهیم که اگر نیاز داشتند، مدتی از ما فاصله بگیرند و تنها باشند و این قضیه را به حساب کم محلی آنها نگذاریم .

-   اگر به هنگام داشتن یک درخواست از دیگران، با پاسخ منفی آنها روبرو شدیم ناراحت نشویم .

-   به سلیقه و طرز فکر متفاوت دیگران احترام بگذاریم و انتظار نداشته باشیم همه مطابق میل ما  باشند.

-   در ازای عشق و محبتی که به دیگران  میدهیم انتظار جبران متقابل از آنها را نداشته باشیم، بلکه محبت خود را بدون قید و شرط به دیگران ابراز کنیم .

-  اگر شخصی یک مرتبه لطفی در حق ما کرد توقع نداشته باشیم که او باید همیشه برای ما این کار را  بکند  و این امر را جزء وظایف او به حساب نیاوریم .

-  افرادی را که با آنها ارتباط داریم با یکدیگر مقایسه نکنیم و این نکته را به خاطر داشته باشیم که همه مثل هم نیستند .

-   هیچگاه سعی نکیم که رفتار و شخصیت کسی را عوض کنیم بلکه دیگران را هما نگونه که هستند با تمام خوبی ها و بدی هایشان قبول کنیم .

 

هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/06/06 |
 

كس نمیداند كدامين روز می‌آيد


كس نمي‌داند كدامين روز می‌ميرد     ( تورج نگهبان )

 

تورج از آغازین های ترانه ... که ما میراث دار اوییم ... تا خدا پرواز کرد ... !!!

 

 

 

 

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/06/01 |

 

شاید ا مشب

 

پشتِ این ابرِ غلیظ

 

چشمه ای از خورشید

 

چشمکی بر من زد

 

جوششی بر پا کرد

 

تابشی از امید

 

در دلم تابان شد

 

 

شاید امشب، شبِ آخر باشد

 

شاید آغازِ سحر،  این باشد

 

 

وقتِ روییدنِ پرواز

 

وقتِ باریدنِ آغاز

 

ساعتِ خندیدن

 

شاید امشب باشد

 

 

که طلوعِ خورشید

 

آمده تا شب را

 

به عدم بسپارد !

 

 

 هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/05/20 |

نامیرا باشیم در عشق ورزیدن... نه به یک نفر که به همه ی جهان هستی .

 

بینا باشیم در تک تک ثانیه ها که از دل همین  ثانیه هاست که میشود گوهر گرانبهایی را بیرون آورد .

 

شنوا باشیم به آهنگِ موزون طبیعت،که با الهام از این سمفونی زیباست که میتوانیم خلق کنیم آنچنان که شایسته ی ماست .

 

باشیم ... خوب باشیم .

 

زندگی را هر روز با دریچه ای تازه ببینیم تا گرد و غبار کهنگیهای کسالت بار بر آیینه ی آن نیفتد ...

 

تغییر در جهت مثبت را از اصول زنده بودن بدانیم .

 تغییر در جهت مثبت را از اصول زنده بودن بدانیم.

 

 

پیش بسوی نو شدن .... گذشتن از هر چه کهن

پیش بسوی روبرو .... رسیدنی به آرزو

پیش بسوی طیف نور .... سوار موج پر غرور

پیش بسوی فکر ِ تر .... تا به خدا روانه تر

 

هر گونه برداشت از مطالب وب لاگ تنها با اجازه نویسنده امکان پذبر است .

 

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/05/13 |
 

هنوز تا آخر جاده فرصتی هست ..  (جاده ی زندگی رو می گم )

اگه تا به حال از اون لذت نبردی ...  اگه به جای دیدن قشنگی های جاده سرت توی لاک خودت بوده و

مدام فکر گذشته و آینده رو میکردی...  اگه نشده واسه خودت زندگی کنی

اگه نتونستی هنوز به آرزوهات برسی .. حتی اگه فکر میکنی خیلی وقت هدر دادی...

 اصلا مهم نیست ..

باور کن اصلا مهم نیست .. کافیه از همین حالا شروع کنی .. کافیه از حالا یه تغییر عمده توی شخصیتت

ایجاد کنی .. بشی اونی که میخوای نه اونی که تا حالا بودی و ازش لذتی نبردی ...

هیچ کاری نداره فقط کافیه یه تغییرات اساسی توی شخصیتت توی طرز فکرت توی بیان و اعمالت ایجاد

کنی . هنوز تا آخر مسیر فرصت هست نا امیدی که نداره ...

 

هرگونه برداشت از مطالب وب لاگ با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/05/03 |

 

کسی رفت از بینِ ما که صدایش لحنِ غزل ناز بود ، وقتی که از شاملو می خواند .

 

و چشمهایش دریچه ای بود که مخاطبش را به عمق میبرد .

 

.............

 

خسرو شکیبایی ، حادثه ای مبارک در دنیای هنر، امروز از جمع زنده های روی زمین پرواز کرد !

 

بی صدا رفتنش را نمیتوانم تحمل کنم ....

 

باز هم تکرار شد !!!
نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/04/28 |

فقط برای یک روز ... فقط یک روز امتحان کن !

 

اون روز رو فقط در لحظه سر کن ... همه ی گذشته و آینده رو در ذهنت پاک کن !..

 

اون روز، فقط لذت ببر !

 

(حتی اگه آوارِ دنیا رو سرت خراب شده )

 

خواهش میکنم فقط یه روز ...

 

به جایی نمی خوره روز بعد دوباره اگه خواستی مثلِ قبل باش...

 

ولی فقط یه روز، گریه هاتو به خنده بفروش ( به قولِ شهیار قنبری)

 

فقط یه روز از شروعش تا آخرش همه چیزو به دیدِ طنز نگاه کن !

 

به همه چیز بخند ... مسخره شو !

 

اگه کسی اومد و خواست اعصابت رو خش خشی کنه ... 

 

یا اگه کسی حرفی زد که تلخ و گزنده بود .... 

 

اگه رفتی بیرون از خونه و لباست پر از گِل شد ..

 

یا اگه مرتب بد شانسی آوردی و لب دریا هم که رفتی آبش خشکید ... بازم بخند ... !!

 

بزن زیرِ خنده ... فقط واسه یه روز ، همه چیزو خنده دار ببین... حتی خودتو !...

 

 برو تو آینه به خودت بخند و شکلک در بیار..وقتی که به زشت ترین حالت ممکن   

 

رسیدی یه عکس از خودت  بگیر !!!

 

لطفا اگه میشه در اسرع وقت اون روز رو انتخاب کن که فقط بخندی !

 

هیچ بهونه ای در کار نیست ... هیچی،  میفهمی ؟؟؟

 

من  فردا (شنبه 22 تیر) این کارو میکنم ،

 

شما هم لطفا هر چه زودتر یه روز رو انتخاب کنید و بعدش نظرتونو بگین ...

 

هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

 

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/04/21 |

 

از خودت بگو .... چند وقتِ که از خودت خبر نداری؟ !

 

 کجایی ؟ نیستی؟ کم پیدایی ... !

 

یه سر به خودت بزن

بقیه رو ول کن ... یکمی به خودت فکر کن ... مگه چقدر زنده ای ؟

 

 اگه تا آخر عمرت هم  به این رویه ادامه بدی هیچی تغییر نمیکنه ... همینه که هست !

 

 پس رهاشون کن ، تا راحت بشی ... بیا سراغ ِ خودت ... یه سری به خودت بزن ...

 

کی بهتر از خودت؟ کی بهتر از تو،  تو رو میفهمه؟

 

تنهایی ؟؟...  پُر شو !  از دورن پُر شو ...!  اونقدر پُر که همه ی جای خالی ها رو بگیره و دیگه خلعی نباشه ...

 

نگرد دنبالِ کسی که با اون کامل بشی ... خودت یک تنه کامل باش !

 

وقتی سعی کردی کامل بشی و روی پای خودت بایستی چیزی یا کسی رو که میخوای بدستش میاری ...

 

همین حالا پاشو ...

 

پاشو ! یه سری به خودت بزن ... خیلی وقته که خودتو تنها گذاشته بودی ... پاشو !

 

 

 تقدیم به کسی که این روزها حال و هوای خوبی نداره اما میدونم که به زودی خوب میشه !

 

هرگونه استفاده از مطالب وبلاگ  تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/04/16 |
 

تا حالا با آدمهای حسود برخورد داشتی ؟ شده از زخم زبون و بدخواهی اونا به ستوه بیای ؟ شده موج منفی حسادت رو توی یه نفر ببینی و بخوای سریع از اون محیط فرار کنی؟

به نظر من نباید از آدمای حسود فرار کرد ! بلکه میتونی با  معاشرت با اونا خودتو کشف کنی !

میگی چه جوری؟ ... فقط با یکم دقت و تیزهوشی ! خیلی ساده ...

یه آدم حسود به هر کسی که یه ویژگی بارزی داشته باشه حسادت میکنه . در واقع نمیتونه توانمندیهای کسی رو ببینه و نسبت به انسانهایی که قابلیت خاصی داشته باشن و یا موفقیتی کسب کردن حسادت میکنه ...

حالا رمز کار در اینه که تو با معاشرت با اون فرد و هم صحبت شدن با اون... سعی کنی کشف کنی که به چه چیزی در تو حسادت میکنه ! خیلی سادس فقط کافیه از روی کلماتی که سعی میکنه برای آزار رسوندن به تو استفاده کنه متوجه بشی که روی کدوم خصوصیت تو تمرکز کرده و سعی میکنه با نیش و کنایه و یا مسخره کردن تو رو اذیت کنه (تا شاید یکم آروم بشه ) پس بذار هم اون بنده ی خدا کمی آروم تر بشه و هم تو از این طریق خودتو کشف کنی .

چه بسا که  با این روش  استعدادی  که قبلا متوجهش نبودی و در تو وجود داشته  رو  کشف کنی !

این یه نعمت بزرگیه که تو به انسانهایی برمیخوری که بهت حسادت کنن !

اونا شاید در ظاهر به تو آزار برسونن ولی لطفا یه کمی ریزبینانه به قضیه نگاه کن و با یه زاویه ی دیگه ... اونوقت متوجه میشی که چه موهبت بزرگی رو داشتی و ازش استفاده نکردی !

از این به بعد به جای اینکه از حسادت دیگران ناراحت بشی سعی کن بفهمی چرا به تو حسادت میکنن!

 و بدون که حتما یه چیز ارزشمندی در تو بوده که باعث حسادت بعضیا شده... به خودت افتخار کن !!

هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/04/01 |
 

 

تازه از سفر برگشته بودم . رفتم سراغ وب لاگم که ۵ روزی بود  ازش بی خبر بودم .

آخرین کامنت از آقای سهند حزین بود :  اولین گرد همایی وب لاگ نویسان توسط مجله موفقیت . دوباره باید سفر میکردم از اصفهان تا تهران ...  مسافت برام مهم نبود حتی اگه اون ور دنیا هم بود میرفتم! و رفتم

ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهر بود  که رسیدم دفتر مجله 

همیشه دوست داشتم حال و هوای موفقیت رو از نزدیک ببینم و .... دیدم !

عجب حال و هوایی

چقدر شاد و صمیمی ... انگار سالهاست که همدیگه رو میشناسیم . هیچ مرزی در میون نبود همه فقط عاشق بودن !

جلسه شروع شد ...

اول از همه با آقای سهند حزین آشنا شدم ( جوان / باهوش / اکتیو / در حال پرواز )

بعد با آقای فراهانی ( خندان / پر انرژی / مهربان/ ریزبین )

و سپس هم با استاد حلت (  قوی / شاداب / راسخ / استاد )

اونجا انژری مثبت موج میزد فضا فضای خلاقیت بود ... پر از ایده های ناب و دلای پروانه ای که به جشن روشنایی رفته بودن .

زمان داشت با عجله حرکت میکرد و لحظه های پر باری رو میساخت ... پر بار برای همه .

از پیدا کردن دوستان با هوش و نازنین گرفته تا طرح های وب لاگ نویسان برای غنی تر کردن مجله و بررسی چگونگی همکاری دو طرفه  ...

از سخنرانی استاد حلت و آقای فرا هانی و آقای حزین و بیان مسائل مجله و ایستادگی تیم موفقیت تا به اشتراک گذاشتن شادیها با همدیگه...  

جای همه ی کسانی که نیومدن خالی !

به نتایج بسیار خوبی رسیدیم  قرار بر این شد که باز هم این گردهمایی تکرار بشه آقای حلت گفت بذر تفکر مثبت رو هر جا که میرین بپاشین تا زمین پر بشه از گلای خنده   

ساعت ۵ شد و جلسه تموم شد ولی  ما تازه وارد یه راه سبز شدیم با یه عالمه خورشید !

 

هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه  ی نویسنده امکان پذیر است .

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/03/29 |

 

بايد بروي ، توقف ممنوع ، جاده يك طرفه است ، زياد نمي شود در آن ماند . راه براي رفتن است ،

نه ايستادن .

مسير براي رفتن تعبيه شده نه ايستادن و در جا زدن ، بايد رفت تا حساب ديروز از امروز جدا شود .

ديروز تمام شده حتي يك ثانيه ي قبل نيز جزء مردگان به حساب مي آيد  و ديگر وجود ندارد ، مرثيه و سوگواري براي آنچه  وجود ندارد كاري بيهوده و عبث  است .

پس توقف نكن ، لحظه ي حال را براي لحظات مرده ي ديروزها خراب نكن و از دست مده .. هر چه بوده تمام شده و رفته ، تو نيز بايد بروي ، توقف ممنوع  ، جاده يك طرفه است ،  نمي تواني به عقب برگردي ، بايد در مسير باشي و مرتب رو به جلو حركت كني .

ايستادن و غصه خوردن براي آنچه كه رفته  يعني ديوانگي ،  يعني طلاي ناب را دادن و مشتي خاكستر گرفتن  !.

گلايه كردن  براي گذشته هايي كه تبديل به خاكستر شده باعث توقف تو مي شود و توقف جريمه دارد .

تو نمي تواني با توقف كردن ،  جريان زندگي را در خودت از بين ببري . تو مسئولي در قبال آنچه مي كني ، اگر  به خطا بروي جريمه مي شوي و اگر درست عمل كني پاداش آن را مي گيري . بهشت و جهنم يعني همين.  پس بهشت و جهنم به دست خودت است . مي خواهي بهشتي باشي يا جهنمي ؟

نگران نباش اگر تا به حال اهل جهنم بوده اي .

چون ،  همه آنها گذشته و خوشبختانه جاده يك طرفه است و آنچه مهم است حركت رو به جلوي تو است ، پس مي تواني از همين ثانيه به بعد خودت را از جهنم خلاص كني و وارد بهشت شوي . اين امكان تا وقتي كه زنده اي در دست تو قرار دارد پس عجله كن ،  هنوز زنده اي ،

 هنوز مي تواني از شر جهنم خلاص شوي .

مهم نيست چه كسي يا چه چيزي تو را جهنمي كرده ، آنها را رها كن . حتي اگر خيلي به تو نزديك باشند .

 هر آنچه مانعي بوده براي حركت و به تو پيغام عقب گرد مي زده را بايد رها كني . بهانه نياور ،  نگو دوستم ، پدرم ، مادرم ، همكارم ، فرزندم ، و .... ،   نگو ديگران چنين كردند و چنان .

شايد آنها از جانب خالق كائنات بر سر راه تو قرار گرفته اند تا تو سنجيده شوي و درسي بياموزي و كامل تر شوي !

همه سختي ها و نا ملايمتي ها مي توانستند تو را چندين و چند مرتبه به درجات بالاتري سوق دهد اما توچسبيدي به آنها و ميدان ديد چشمانت را تنگتر و تنگتر كردي و نتوانستي ببيني پشت اين سياهي ها شايد روزنه اي از نور بوده ، روزنه اي كه تو مي بايست آنرا كشف مي كردي

 اگر فقط كمي چشمهايت را مي شستي .!

 اما متاسفانه آنچه كه ميتوانست باعث تكامل تو شود به دست خودت  تو را  به بند كشيده !

اما هنوز دير نشده ،  هيچ وقت دير نيست  ،حتي اگر فقط يك روز از عمر ت باقي مانده باشد . بيا براي خودت فكري كن  چرا كه فقط خود تو هستي كه مي تواني فكري به حال خودت بكني ، كسي نمي تواند در وجود تو رخنه كند و كاري برايت انجام دهد  همچنانكه تو نيز نمي تواني جاي شخص ديگري باشي .

پس مسئوليت زندگيت را بر عهده بگير و به دوش ديگران مينداز .

خودت مسئول بهشت و جهنم خودت باش .

 

هرگونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است

 

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/02/29 |
 

فکر من فکر تو باید مثل هم باشه ؟؟؟ 

شکل من شکل تو مگه مثل همه ؟!!!

نه فکر من غلطه نه فکر تو ... نه من دشمن توام نه تو دشمن من ...

 فقط تو یه جوره دیگه ای من یه جوره دیگه

فقط مثل هم نیستیم ! کی گفته  همه  باید مثل هم باشن؟  

اگه همه مثل هم باشن که دنیا میشه یه چیز تکراری و کسالت بار !

دیگه نه عشقی پیش میاد نه هنری شکل میگیره !

تصور کن اگه همه ی مردم دنیا یه قیافه داشتن !!! خنده داره نه ؟

خب پس چرا انتظار داری همه مثل هم فکر کنن ؟ من یه جور فکر میکنم تو یه جوره دیگه

نه فکر من غلطه نه تو ...

فقط باید بتونیم باهم گفتگو کنیم و فکرامونو  رو هم بریزیم .

 

با تشکر از پدرم که تم این مطب از دستنوشته ای از ایشان است.

هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ باید با اجازه ی نویسنده باشد .

 

 

نوشته شده توسط آناهیتا مستاجران در 87/02/25 |