تبليغاتX
هوای تازه بدون رنگ کهنگی

هوای تازه بدون رنگ کهنگی

باران و آفتاب و سرودن رنگین کمان

اینجا کره ی زمین است

اینجا کُره ی زمین است  و  زمین می چرخد ...

پس زندگی  هم می پرخد ... هر 24 ساعت همه چیز دگرگون میشود

آن آفتاب سوزانی که تو را تا مرز عطش می برد  به شب می رسد

و سیاهی شبهای تیره ...به روزهای روشن !

پس خوشحال باش اگر روی کره ی زمین زندگی می کنی

چرا که همه چیز می چرخد 

  و با چرخ روزگار، نا امیدی ها به امید می رسند و سختی ها به راحتی ! 

به همین سادگی !!!


نوشته های وبلاگ،بخشی از دست نوشته های من است و هرگونه استفاده ازاین مطالب تنها با اجازه ی تویسنده امکان پذیر است.


+ نوشته شده در  90/04/13ساعت 1  توسط آناهیتا مستاجران   | 

____________________________________  SUCCESS

  ______________________    SUCCESS  

______________    SUCCESS 


*برای موفق شدن نباید به چیزهایی غیر از آنچه در درون خودمان است توجه کنیم ...

*وابسته بودن به شانس ،  نشان از عدم موفقیت دارد...

*اگر منتظرید که شاید روزی روزگاری تاس های موفقیت ، روی شش قرار بگیرند، باید به شما گفت از جاده ی موفقیت دور شده اید !!

همین حالا برگردید و فقط به خودتان متکی باشید*

+ نوشته شده در  89/12/22ساعت 21  توسط آناهیتا مستاجران   | 

رویاها

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::



هرگز به رویاهایتان پشت نکنید.

رویاها تونل های مخفی ای  هستند که شما را به آسمان آروزها وصل می کنند !!!

رویاهایتان رادست کم نگیرید.

اگر رویایی دارید  پس وظیفه دارید که به آن برسید ...

چراکه این رویا در ذهن شما خلق شده پس شما مسئول تحقق بخشیدن به آن هستید !!!


:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


+ نوشته شده در  89/09/13ساعت 0  توسط آناهیتا مستاجران   | 

همه چیز در دست توست !!!



بهترین راه ِ پیش بینی آینده ، به وجود آوردن آن است !


The best way to predict future , is to create it  


******************************************************

************************************************

****************************************

**********************************

************************

***************

*********

*****


+ نوشته شده در  89/06/20ساعت 19  توسط آناهیتا مستاجران   | 

انسان در چهار فصل

بشر همیشه برای اختراعات و تکنولوژی های مختلف ، از طبیعت ایده گرفته است.

اما کمتر اتفاق افتاده که از طبیعت برای زندگی درونی خودش ایده بگیرد.

با کمی دقت به طبیعت  می توان مقایسه ی جالبی رابین طبیعت و درون ِ انسان داشت.

یعنی مقایسه ی یک سرزمین پر از گل در بهار، تابستان ، پاییز و زمستان، با احساسات آدمها در موقع شادی ، شیفتگی ، بی تفاوتی و نا امیدی ...

انسان ، ماشین نیست... پس مثل یک ماشین روی یک خط مشخص و از قبل تعیین شده، تنظیم نشده است.عوامل مختلف طبیعی و غیر طبیعی بر حس و اندیشه ی او تاثیر می گذارد و او ممکن است در طول یک دوره ی زمانی ، دچار فصول مختلفی شود. گاهی بهاری باشد گاه زمستانی ، گاه پاییزی و گاه تابستانی...

اما مهم ، ثمره است. >>>>> ( ثمره ، نتیجه ، دست آورد  )

طی کردن چهار فصل در یک دشت پر از گل، به این دلیل است که ثمره ای داشته باشد.غنچه ای بشکفد و دورانی را طی کند و غنچه ای دیگر را بسازد و در نهایت دشتی پر از گل را درهر بهار به ارمغان آورد.

اینکه ما انسانها دچار زمستان می شویم یا بهار، نباید ما را از مسیر اصلی ، یعنی از ثمره دادن، از گل دادن ، دور کند!

زمستان برای آن دشت پر از گل ، همانقدر مهم است که بهار !!!!

هرگاه دچار زمستان شدید، فکر نکنید این زمستان تا به ابد پایدار است...

که ریشه ها در زمستان تقویت می شوند !!!

وقتی طبیعت دچار زمستان شود،  کارش را تعطیل نمی کند و دنیا را تمام شده حساب نمی کند....

از این گلها ایده بگیرید !!!

هرگونه استفاده و برداشت از مطالب وبلاگ ،تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

+ نوشته شده در  89/04/27ساعت 4  توسط آناهیتا مستاجران   | 

ریموت کنترل !!!

تصور کنید شما یک تلویزیون هستید و کنترل شما افتاده دست یک آدم عصبی و غیر منطقی  و او مرتبا شما را از این کانال به آن کانال می راند !!!

چه حسی به شما دست می دهد ؟

خسته می شوید / مثل او عصبی و بد خُلق می شوید / مثل او پر از انرژی منفی می شوید و مرتبا این حالت، بدتر و بدتر می شود ...

این در واقع کاری است که اکثر ما انجام می دهیم... یعنی اکثر ما اجازه می دهیم کنترل احساسات و اعصابمان در دست کس دیگری قرار بگیرد و او مرتبا ما را از این کانال به آن کانال سرگردان کند ...!!!

تنها راه نجات از این دور باطل، این است که شما کنترل را از دست او بگیرید و خودتان کنترل خودتان را در دست داشته باشید....

این یعنی که : اگر کسی شرایط بدی را برای شما ایجاد کرد ، واکنش شما به آن شرایط است که تعیین می کند  کنترل، دست شما باشد یا دست طرف مقابل !!!

اگر واکنش شما همراه با عصبانیت و پرخاشگری و خشم و نا امیدی و غم و غصه و نگرانی و .... باشد ، کنترل شما دست او افتاده. اما اگر آرامش خود را حفظ کنید و اجازه ندهید شرایطی که ایجاد شده ، شما را از مدارِ انسانیت خارج کند، یعنی که کنترل شما دست خودتان است...!!!

اجازه ندهید کسی بر روح و روان شما تسط یابد و شما را از خودتان دور کند و با خودش به هر ناکجا آبادی که می خواهد ببرد !!!


گاهی که ستاره ها پشت ابر می مانند و من در حسرت چشمک ستاره می خوابم... رویایی قشنگ به خوابم می آید... رویایی که در آن همه ی جهان را ستاره می بینم...
می گویند رویاها یک روز تعبیر می شوند !!!

هرگونه استفاده و برداشت از مطالب وبلاگ ،تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است .

+ نوشته شده در  89/03/20ساعت 20  توسط آناهیتا مستاجران   | 

همین حالا



برای رسیدن به
99 باید از یک شروع کرد  !



کتاب هفت عادت مردمان موثر
استفان کاوی/گیتی خوشدل
+ نوشته شده در  89/03/04ساعت 8  توسط آناهیتا مستاجران   | 

نسیم

مثل وقتی نسیم روی شاخه ها بالا پایین می پره

مثل شاخه هایی که به نسیم اجازه میدن گرد افشانی کنه

مثل گرده هایی که با نسیم جابجا می شن

مثل شکوفه هایی که به بار می شینن

مثل میوه هایی که می رسن...

اجازه بده نسیم افکار مثبت دیگران ، درون تو رفت و آمد کنه و تو رو دستخوش تغییرات مثبت کنه

تا بارور بشی... رشد کنی ...گل بدی!!!!

بذار نسیم بوزه....

همین الان جلوی یک کتاب مثبت یا یه مجله ی مثبت یا یه برنامه ی مثبت یا آدم مثبت بشین و اجازه بده نسیم مثبت اون، به سمت تو بوزه ... هر چی غم تو دلت هست رو با نسیم  مثبت بیرون بریز !!! 


هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ ، تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است.

+ نوشته شده در  89/02/18ساعت 4  توسط آناهیتا مستاجران   | 

دنیای آینه ای

مثل آیینه هاس دنیا...انگار دور تا دور ما رو گرفته

یه عالمه آینه ... رو به خود ِ ما !

آینه ها ما رو به ما نشون می دن ...

آینه ها فقط منعکس می کنن !

هر چیزی که می بینیم

هر چیزی که دریافت می کنیم

هر حسی که بهمون دست می ده

هر کسی که به سراغمون می یاد...

همه و همه  کار آینه هاست

اما نه، کار ِ خودمونه !

آخه آینه ها فقط منعکس می کنن !!!

مراقب آینه ها باشیم !


هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ ، تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است.

+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 1  توسط آناهیتا مستاجران   | 

بزرگترین هدیه

بزرگترین هدیه ای که تا به حال گرفتین چی بوده ؟ چقدر قیمت داشته ؟ چقدر شما رو

خوشحال کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می دونید بزرگترین هدیه ای که به تک تک ما انسانها داده  شده چیه ؟

وجود ِ خودمونه !

خود ِ تو بزگترین هدیه ای هستی که به تو داده شده !

این هدیه رو قبول کن ! خودت رو بپذیر !

اگه خودت رو نداشته باشی و نپذیری، بزرگترین هدیه ی کائنات رو رد کردی !

در واقع هیچی نداری ...چون خودتو نداری !

این یه فاجعه ی بزرگه !

و فاجعه آور تر اینکه، کسی خودشو به خاطر بی خودی ها از دست بده !

مواظب ِ خودت باش ، یعنی قدر خودت رو بدون ، به خودت احترام بذار و اجازه نده

بی خودی ها، تو رو از تو دور کنند !

درست نیست که آدم هدیه ای به این بزرگی رو رد کنه !

خودت رو بپذیر، روی پای خودت باش که فقط  تو می مونی و خودت !

هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ ، تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است.
+ نوشته شده در  89/01/11ساعت 17  توسط آناهیتا مستاجران   | 

بازی در زندگی

هیچ اتفاقی نیست که بدون اینکه پیامی برای ما داشته باشد، رخ دهد!

خاطراتمان را که مرور کنیم و آنها را مثل یک سناریو بنویسم و سپس به صورت یک فیلم مشاهده کنیم ، بهتر متوجه ی این مطلب می شویم!

 اگر ما خود را به عنوان کاراکتر ( شخصیت اصلی داستان) در نظر بگیریم، می بینیم که تمام حوادث خوب یا بدی که از گذشته تا به حال رخ داده است، در جهت ایجاد تغییراتی در ما بوده است.

شخصیت ما در اثر رویارویی با کشمکش های زندگی دچار تحول می شود.این تحول  به این منظور رخ می دهد که ما نیاز داریم به  آن درجه ای از آگاهی برسیم که بتوانیم با کشمکش ها بر خوردی مناسب داشته باشیم ! به عبارتی دیگر، به رشد کافی برسیم !

در واقع روند خلق فیلمنامه نیز به همین صورت است ...

ابتدا ما یک شخصیت را طراحی می کنیم، سپس او را در معرض حوادث مختلف قرار میدهیم  و سپس او را، در هنگام رویارویی با این حواث، دچار تغییر و تحول می کنیم و در نتیجه ی این تغییرات ،  گره هایی  که در سناریو ی او ایجاد کرده ایم، به دست خودش بازمیکنیم !

جهان هستی نیز طبق همین فرمول ، ما را وارد بازی زندگی می کند!

ابتدا مشکلات را خلق می کند و سپس کاری می کند که ما در برخورد با آنها ، دچار تغییر شویم!

و  در حقیقت ، راز پویایی انسان ، در همین تغییر و تحولات است !


هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ ، تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذیر است.


+ نوشته شده در  88/12/22ساعت 23  توسط آناهیتا مستاجران   | 

فراخوان بزرگ امید

 *****   فراخوان بزرگ امید  *****


امید را فرابخوانیم از قعر ِ چاه ِ نا امیدی !

امید آنجا ست، در دستهای ناامیدی... او را صدا بزنیم !

در تمام کوچه پس کوچه های قلبمان / ذهنمان / رویاهایمان / افکارمان / باورهایمان و....

تمام ِ خودمان !

* هم اکنون با نصب بزرگترین بیلبورد ها، اقدام به فراخوان بزرگ و گسترده امید میکنیم .

* فراخوان  بزرگ امید، از امروز آغاز می شود و تا همیشه ادامه دارد !

+ نوشته شده در  88/11/30ساعت 15  توسط آناهیتا مستاجران   | 

از والنتاین تا سپندار مذگان

مهم نیست روز عشق 24 بهمن باشه یا 29 !

مهم عشقه ....

مهم مهرورزیه ...

مهم شاد بودن در جوارِ ِ عشقه ...

عشق به کائنات 

از مورچه ها تا کهکشانها

تا خدا !

....

از والنتاین تا سپندارمذگان بر شما شاد باش

عاشق باشید

+ نوشته شده در  88/11/29ساعت 14  توسط آناهیتا مستاجران   | 

تولد !؟

چرا تولد همیشه روزی است که از رحم مادر زاییده می شویم ؟

تولد کلیشه ای !!

با این حساب متولد شدن، هنر خاصی نیست ....

....

اما اینبار بیاییم تاریخ تولدمان را، خودمان انتخاب کنیم !

مهم نیست در شناسنامه ی ما چه نوشته اند !

ما تاریخ تولدمان را روزی انتخاب می کنیم که نگاهمان به زندگی عوض خواهد شد ( یا شده ) !

روزی که آغازی است  برای حرکت رو به جلو!

روز ِ  رشد و پیشرفت !

روزی که فهمیدیم، بین آنچه که هستیم و آنچه که باید باشیم فاصله است !

روزی که تصمیم گرفتیم بهترین ِ خود باشیم !

...

تولدتان مبارک !!!!

( این قصه سر ِ دراز دارد ! ) 

هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذریر است.
+ نوشته شده در  88/10/30ساعت 23  توسط آناهیتا مستاجران   | 

تا دریا ....

آسمان با همه ی آبی هاش

من ، با همه ی آبی هام

تو ، با همه ی آبی هات

رنگ ِ دریایی دریا وش ِ دریا هستیم

من و تو خشکی را ، به ستیز می خوانیم 

من و تو خشکی را به ستیز ... می رانیم !

من و تو از حالا

من و تو ، تا فردا

تا تمامیت ِ این وسعت ِخشکیده ی زرد را

به شکوهی دیرین

به حضوری روشن

به نگاهی آبی

سوق دهیم 

....

من و تو تا دریا

من و تو تا لبخند

......

هر گونه استفاده از مطالب وب لاگ تنها با اجازه ی نویسنده امکان پذریر است. 


یک  پیشنهاد :

وب لاگ جاودانه ها را حتما سر بزنید. یک دانشنامه ی عالی در حد خودش !

http://javedane-ha.blogspot.com
+ نوشته شده در  88/10/10ساعت 11  توسط آناهیتا مستاجران   |