با عابران زخم پا و بهت چشم
با کوله باری که ، فکر بلند کردنش شانه هایمان را خم می کند
با احساسی که نمی دانیم چه وقت می گرید و چه وقت می خندد
پیمودن چقدر دشوار تر می نماید!
اما می رویم
حتی با عابران زخم پا و بهت چشم
حتی با کوله باری که فکر بلند کردنش شانه هایمان را خم می کند
و حتی با احساسی که نمی دانیم چه وقت می گرید و چه وقت می خندد
...
ما می رویم
و درختان را آبیاری می کنیم
تا ...سبزها بشکفد
روزای دلگیر
اشکای بی وقفه
رگبار حادثه....
پایدار نیست ...
همه چیز در گردشه ...
چون زمین در گردشه
پس ما که روی زمین هستیم هم ... در گردشیم !!!
بعضی وقتا نوبت زمستون میشه و بعضی وقتا نوبت بهار ما
این یه چیزه کاملا عادیه ...
پس دیگه به خاطر غصه هات غصه نخور
دیگه واسه ناراحتیات ناراحت نشو
وقتی زمین میگرده .. بدون روزگار تو هم که روی اون ایستادی می گرده ....
هوای ابری
روزای دلگیر
رگبار حادثه
اشکای بی وقفه
پایدار نیست
این یه چیزه کاملا عادیه !!!