بايد بروي ، توقف ممنوع ، جاده يك طرفه است ، زياد نمي شود در آن ماند . راه براي رفتن است ،
نه ايستادن .
مسير براي رفتن تعبيه شده نه ايستادن و در جا زدن ، بايد رفت تا حساب ديروز از امروز جدا شود .
ديروز تمام شده حتي يك ثانيه ي قبل نيز جزء مردگان به حساب مي آيد و ديگر وجود ندارد ، مرثيه و سوگواري براي آنچه وجود ندارد كاري بيهوده و عبث است .
پس توقف نكن ، لحظه ي حال را براي لحظات مرده ي ديروزها خراب نكن و از دست مده .. هر چه بوده تمام شده و رفته ، تو نيز بايد بروي ، توقف ممنوع ، جاده يك طرفه است ، نمي تواني به عقب برگردي ، بايد در مسير باشي و مرتب رو به جلو حركت كني .
ايستادن و غصه خوردن براي آنچه كه رفته يعني ديوانگي ، يعني طلاي ناب را دادن و مشتي خاكستر گرفتن !.
گلايه كردن براي گذشته هايي كه تبديل به خاكستر شده باعث توقف تو مي شود و توقف جريمه دارد .
تو نمي تواني با توقف كردن ، جريان زندگي را در خودت از بين ببري . تو مسئولي در قبال آنچه مي كني ، اگر به خطا بروي جريمه مي شوي و اگر درست عمل كني پاداش آن را مي گيري . بهشت و جهنم يعني همين. پس بهشت و جهنم به دست خودت است . مي خواهي بهشتي باشي يا جهنمي ؟
نگران نباش اگر تا به حال اهل جهنم بوده اي .
چون ، همه آنها گذشته و خوشبختانه جاده يك طرفه است و آنچه مهم است حركت رو به جلوي تو است ، پس مي تواني از همين ثانيه به بعد خودت را از جهنم خلاص كني و وارد بهشت شوي . اين امكان تا وقتي كه زنده اي در دست تو قرار دارد پس عجله كن ، هنوز زنده اي ،
هنوز مي تواني از شر جهنم خلاص شوي .
مهم نيست چه كسي يا چه چيزي تو را جهنمي كرده ، آنها را رها كن . حتي اگر خيلي به تو نزديك باشند .
هر آنچه مانعي بوده براي حركت و به تو پيغام عقب گرد مي زده را بايد رها كني . بهانه نياور ، نگو دوستم ، پدرم ، مادرم ، همكارم ، فرزندم ، و .... ، نگو ديگران چنين كردند و چنان .
شايد آنها از جانب خالق كائنات بر سر راه تو قرار گرفته اند تا تو سنجيده شوي و درسي بياموزي و كامل تر شوي !
همه سختي ها و نا ملايمتي ها مي توانستند تو را چندين و چند مرتبه به درجات بالاتري سوق دهد اما توچسبيدي به آنها و ميدان ديد چشمانت را تنگتر و تنگتر كردي و نتوانستي ببيني پشت اين سياهي ها شايد روزنه اي از نور بوده ، روزنه اي كه تو مي بايست آنرا كشف مي كردي
اگر فقط كمي چشمهايت را مي شستي .!
اما متاسفانه آنچه كه ميتوانست باعث تكامل تو شود به دست خودت تو را به بند كشيده !
اما هنوز دير نشده ، هيچ وقت دير نيست ،حتي اگر فقط يك روز از عمر ت باقي مانده باشد . بيا براي خودت فكري كن چرا كه فقط خود تو هستي كه مي تواني فكري به حال خودت بكني ، كسي نمي تواند در وجود تو رخنه كند و كاري برايت انجام دهد همچنانكه تو نيز نمي تواني جاي شخص ديگري باشي .
پس مسئوليت زندگيت را بر عهده بگير و به دوش ديگران مينداز .
خودت مسئول بهشت و جهنم خودت باش .