شاید ا مشب
پشتِ این ابرِ غلیظ
چشمه ای از خورشید
چشمکی بر من زد
جوششی بر پا کرد
تابشی از امید
در دلم تابان شد
شاید امشب، شبِ آخر باشد
شاید آغازِ سحر، این باشد
وقتِ روییدنِ پرواز
وقتِ باریدنِ آغاز
ساعتِ خندیدن
شاید امشب باشد
که طلوعِ خورشید
آمده تا شب را
به عدم بسپارد !