با عابران زخم پا و بهت چشم
با کوله باری که ، فکر بلند کردنش شانه هایمان را خم می کند
با احساسی که نمی دانیم چه وقت می گرید و چه وقت می خندد
پیمودن چقدر دشوار تر می نماید!
اما می رویم
حتی با عابران زخم پا و بهت چشم
حتی با کوله باری که فکر بلند کردنش شانه هایمان را خم می کند
و حتی با احساسی که نمی دانیم چه وقت می گرید و چه وقت می خندد
...
ما می رویم
و درختان را آبیاری می کنیم
تا ...سبزها بشکفد